برگزاری دوره آموزشی برای مدیران بحران مناطق 10 گانه شهرداری تبریز

باسمه تعالي


مقدمه

آموزش یکی از اساسی ترین و محوری ترین مباحث و اقدام در زمینه تقلیل و کاهش اثرات بلایای طبیعی و غیرطبیعی محسوب می شود؛ بدین منظور، مدیریت بحران شهرداری تبریز با هدف ارتقای سطح فرهنگ ایمنی شهروندان در قالب نهادینه سازی فرهنگ شهروندی که جزء وظایف لاینفک شهرداری است، سعی می نماید به طور مداوم دوره های آموزشی مختلف با موضوعات کاربردی و متنوع برای کلیه اقشار و شهروندان اعم از مدارس، بیمارستان ها، دانشگاه ها، سازمان ها و ارگان های دولتی و بخش خصوصی و شهروندان به منظور ارتقاء سطح آگاهی آنها اجراء نماید. لذا گزارش دوره هاي آموزشي برگزار شده در شش ماه اول سال جاري در ذيل تقديم حضور است.
                                                                     
1- برگزاری دوره آموزشی برای مدیران بحران  مناطق 10 گانه شهرداری تبریز در محورهای ذیل:

الف- آشنایی با چرخه مدیریت بحران ( پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی)
ب- قوانین و ساختار مدیریت بحران ( کشور، استان وشهرستان)
ج- مانور و نحوه اجرای آن در مناطق 10 گانه شهرداری تبریز   
د-کمک های اولیه و امداد و نجات








مدیریت بحران ، شامل چرخه ای مرکب از پیشگیری، آمادگی ، مقابله و اسکان - باز سازی - باز توانی است که در ذیل به اختصار در مورد آنها توضیح داده می شود.

 1- پیشگیری :

شامل کلیه اقداماتی است که عموماً قبل یا پس از حادثه یا بحران و به منظور کاهش آثار ناشی از آن انجام می گیرد .
از جمله اقدامات این بخش می توان به مطالعه، پژوهش و عملیاتی کردن آنها ، تدوین و بازنگری مداوم قوانین و کاربردی کردن آنها ، توسعه ی زیر ساخت ها ، اجرائی کردن برنامه ها ، تقویت نظارت ها ، استاندارد سازی و مقاوم سازی ، افزایش ضریب ایمنی و ... اشاره کرد.
آنچه مسلم است، هر گونه خرجکرد در امر پیشگیری، هزینه نخواهد بود، بلکه سرمایه گذاری در توسعه ی کشور است . پیشگیری مؤثر در واقع اقدامات مشترک دولت و مردم در تداوم زمان بوده که با یک فرهنگ غنی ایمنی انجام می پذیرد و در آن استفاده از علوم و فنون نوین، مطالعات حوادث گذشته، تجربیات سایر کشورها و متخصصین بسیار ضروری است.

2- آمادگی:

کلیه اقداماتی که عموماً قبل از حادثه یا بحران ، جهت هرگونه عمل مناسب و سریع در زمان آن انجام می گیرد ، شامل آمادگی است .
از جمله اقدامات مؤثر در مرحله ی آمادگی می توان از برآورد دقیق منابع ( نیرو و امکانات ) و تقویت آنها ، تدوین برنامه ی ضد بحران ، تمرین و ممارست مداوم، آموزش های تخصصی و عمومی مربوط به کارکنان دولت و مردم ، شناسایی نقاط ضعف و اصلاح امور ، انتقال و بهره گیری از تجارب دیگران ، ایجاد ساختار مدیریتی ، جمع آوری اطلاعات و پژوهش ، تقویت فرهنگ ایمنی و ... را نام برد.

3- مقابله:


شامل کلیه ی اقداماتی است که در حین بحران و بلافاصله بعد از آن، به منظور به حداقل رساندن آثارآن انجام می گیرد . در واقع ارائه ی هر گونه خدمات اضطراری که به دنبال وقوع بحران با هدف نجات جان و مال انسانها ، تأمین رفاه نسبی آنها و جلوگیری از گسترش خسارات انجام
می گیرد ، مقابله خوانده می شود.
از جمله اقدامات در مرحله ی مقابله می توان از امداد و نجات ، بهداشت و درمان ، امنیت و ترابری ، ارتباطات ، تدفین ، دفع مواد زاید ، دفع فاضلاب ، مهار آتش ، کنترل مواد خطرناک ، سوخت رسانی ، اطلاع رسانی ، هشدار و ... نام برد . در مرحله ی مقابله عواملی همچون زمان ، مکان ، نوع حادثه ، اطلاعات واصله از حادثه ، میزان برنامه ریزی در مرحله ی آمادگی ، گروه های تصمیم گیر ، پراکندگی و موقعیت مراکز عملیاتی ، سرعت واکنش تیم های عملیاتی ، نحوه ی مدیریت بر منابع ، آموزش ، انجام تخصصی امور ، مدیریت واحد ویکپارچه ، مشارکت های مردمی و...بسیار مؤثر است.
در واقع می توان گفت، هر چقدر آمادگی یک جامعه ( دولت و مردم ) بیشتر باشد امور مقابله ای سریعتر ، دقیق تر و مؤثرترخواهد بود.
در امر مقابله علاوه بر گروه های اصلی درگیر در بحران ، استفاده از سایر گروه های محلی ، منطقه ای ، بین المللی در قالب مجموعه های دولتی و یا NGO ها به عنوان معین باعث تسریع در امور می شود . همچنین مستند سازی در زمان مقابله با هدف شناسایی نقاط ضعف و قوت ، انتقال تجربیات و موفقیت ها، در بحرانهای آتی نیز بسیار مؤثر است.

4- اسکان- بازسازی و بازتوانی :

شامل کلیه ی اقداماتی است که پس از بحران به منظور ساماندهی آسیب دیدگان ، عادی سازی شرایط ، اوضاع و احوال یک منطقه ی آسیب دیده انجام می گیرد.
از جمله اقدامات مهم در این مرحله ، اسکان اضطراری آسیب دیدگان ، بازسازی شریان های حیاتی ، مراقبت های تغذیه ای ، بهداشتی ، پزشکی و اجتماعی ، باز سازی موقت و دائم اماکن مسکونی ، تجاری ، دولتی و عمومی ، بازسازی شریانهای حیاتی و تأسیسات زیر بنائی را می توان نام برد. در اسکان اضطراری عواملی همچون ، توجه به تمام جوانب امر و استفاده از تجارب گذشته ، برنامه ریزی و کاربردی کردن برنامه ها بر اساس شرایط جغرافیایی و فرهنگی ، مشاوره با افراد محلی در باز سازی و باز توانی ، آینده نگری ، استاندارد سازی ،  مقاوم سازی و اجرای طرح ها و قوانین باید مدنظر باشد .
در باز سازی اماکن مردمی نیز بهترین نوع بازسازی،بازسازی با مردم برای مردم است و نقش دولت نقش نظارتی و حمایتی خواهد بود.عموماً این مرحله از مدیریت بحران از چند ماه تا چند سال ممکن است به طول انجامد.

قوانین و ساختار مدیریت بحران ( کشور- استان- شهرستان)

معضلی که هنگام بروز حوادث و سوانح عموماً خود را نمایان می سازد ،هماهنگ نبودن سازمانهای مسئول در کنترل بحران ها می باشد.این قضیه زمانی بیشتر اهمیت پیدا می کند که بدانیم ایران جزء ده کشوراول حادثه خیزجهان است .این عدم هماهنگی باعث بروز عوارضی می شود که عمدتاً بیش از خود منشأخطر ،افراد و اموال درگیر در سانحه را با مشکل و خطر اتلاف روبرو می سازد. بنابر این جستجوی شیوه ای در مدیریت و فرماندهی در راستای رسیدن به هدف هدایت و راهبری مؤثر، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

مهمترین مشکلاتی که لزوم ایجاد چنین سیستمی را ایجاد می نماید عبارتند از:


* سیاست ها و رویه های متفاوت سازمان ها .
* عدم وجود یک ساختار سازمانی مشترک بین سازمان ها .
* عدم وجود یک فرایند برنامه ریزی شده ی هماهنگ .
* عدم وجود ارتباطات بین سازمانی شامل شبکه ها ،دستگاه ها و فرکانس ها.
* تفاوت در اصطلاحات مربوط به پرسنل،مأموریتها و منابع.
* هزینه های رو به افزایش که بر همکاری های چند جانبه تأثیر می گذارد.
* تلفات بسیار زیاد در برخی از سوانح مثل زلزله های مهیب .
* مسائل ایمنی و بهداشتی امدادگران و شهروندان

لذا به منظور پیشگیری از وقوع بحران ، چگونگی عملیات امداد و نجات ، اسکان و بازسازی نیاز به شیوه ای جدید از مدیریت در بحران بوده که به آن مدیریت هماهنگ ، یکپارچه و واحد گفته می شود.
در مدیریت واحد بحران، به عنوان علمی نوین در مدیریت بحران، خطرات بالقوه و منابع موجود مورد ارزیابی قرارگرفته و کوشش می شود ، تا با برنامه ریزی کارشناسانه، بین منابع و خطرات احتمالی موازنه برقرار شده و با استفاده از منابع موجود نیز بتوان بحران را کنترل کرد. در این روش مدیریتی علاوه بر انجام وظایف به صورت تخصصی ویا عمومی ، همه گروه ها در قالب یک مدیریت واحد و یکپارچه ،اقدامات و فعالیت های خود را در خصوص مراحل مدیریت بحران ساماندهی نموده و حتی مردم نیز در این شیوه ی مدیریتی دارای نقش و جایگاه مشخص می باشند.
بنابراین برای آمادگی و اقدام مؤثر جهت مقابله و کاهش خطرات ناشی از حوادث و سوانح تا پایان دوره ی بحران و حتی پس از آن ، چه در صحنه عملیات و چه در فضای خارج از آن و حتی در سیاست گذاری های کلان و تخصصی، نیاز به مدیریت و فرماندهی واحد می باشد .
جهت دسترسی به مدیریت واحد در بحران ، بایستی نکات زیر مد نظر باشد.

* هر یک از سازمان ها و منابع آنها به صورت تخصصی تعیین و انجام امور نیزبه صورت تخصصی و با مدیریت متمرکز و واحد صورت گرفته و در این خصوص ،خود سازمان تخصصی نیز باید دارای سیستم مدیریتی صحیح وقوی باشد.
* در مدیریت واحد، نباید سیستم هماهنگ کننده به امور مدیریت داخلی سازمان ها ( امور تخصصی آنها ) دخالت کند.
* سیستم هماهنگ کننده در مدیریت واحد باید، وظایف و اولویت های انجام امور را برای سازمان های زیر مجموعه در سطوح ملی، استانی، شهرستانی مشخص و به آنها ابلاغ و مرتباً پیگیری نموده تا اجرائی شود.
* در مدیریت واحد نباید نحوه ی انجام وظایف تخصصی و داخلی به سازمان ها دیکته شود، بلکه بهتر است انجام به موقع امور تخصصی در مدیریت بحران از آنها خواسته شود.

از آنجائیکه در مدیریت واحد، مدیریت بهینه منابع مد نظر است، چند اصل در این کار مهم می باشد:

الف : وجود یک مرکز عملیات اضطراری مجهز به نیرو و امکانات در تک تک دستگاه های اجرائی و وجود یک مرکز فرماندهی و مدیریت واحد بحران در سطوح مختلف ملی، استانی و شهرستانی.
ب : وجود  یک سیستم اطلاعاتی و ارتباطی خوب.
ج : وجود ارتباط مؤثر، نزدیک و مستمر بین مسئولین هدایت کننده بحران و سازمان های ذیربط و همچنین ارتباط مؤثر بین مسئولین و پرسنل دستگاه ها اجرائی و تخصصی .
د : احساس مسئولیت سازمان های مداخله کننده در مراحل مختلف بحران در قبال وظایف ذاتی و تخصصی خود ، علی الخصوص عملیاتی کردن برنامه ها و قوانین ابلاغی.

در حال حاضر در اکثر کشور ها برای مدیریت بحران در زمان وقوع حادثه از سامانه ی فرماندهی حادثه (ICS) استفاده می شود و آن نیز بر اساس پایه ای بنا شده، تا از طرفی موجب اطمینان یافتن از به کارگیری مؤثر منابع و از سویی دیگر باعث کاستن از اختلالات در سیاست گذاری ها و عملیات سازمان های پاسخگو گردد. در این سامانه فرماندهی زبان مشترک، ساختار مشترک و یکسان، فرماندهی با الگوی مشخص، اصالت کار، سیستم ارتباطی منسجم، طرح های عملیاتی حادثه به شکل متمرکز، حوزه ی مدیریتی قابل کنترل، اماکن و پایگاه های مشخص، سیستم فرماندهی واحد و مدیریت جامع منابع مد نظر می باشد.

بنابراین در مدیریت واحد بحران انتظار می رود:

* تمامی سازمان های دخیل در کنترل سانحه تحت یک فرماندهی واحد قرار گیرند.
* همه تلاش ها در راستای یک طرح عملیاتی واحد صورت گیرد.
* همه سازمان های دخیل، از عبارت و مفاهیم یکسان و روش ارتباطی مخابراتی یکسان استفاده کنند.
* ساختار سازمانی آنها انعطاف پذیر گردد.
* تسهیلات مورد نیاز از پیش تعیین شده ای جهت کنترل سانحه ی ساختاری داشته باشند.
* تنها یک فرد مشخص مأمور انتقال اطلاعات به رسانه ها و مردم باشد.
* حیطه نظارت در آن کنترل شود.
* هر فرد تنها یک مسؤل داشته و فقط در برابر او پاسخگو باشد.
و نهایتاً این کار باعث می گردد تا:
* بین سازمان های درگیر در بحران افزایش هماهنگی صورت گیرد.
* بیشترین خدمات، با حداقل هزینه و در کوتاه ترین زمان ممکن انجام پذیرد.
* باعث فراهم نمودن زمینه های لازم برای مداخله ی سازمان های مختلف، به منظور کنترل بحران تحت فرماندهی واحد و در جهت پیشگیری از هرج و مرج، ضمن حفظ حوزه ی اختیارات و درگیری هر سازمان می گردد.



ویرایش شده توسط test test